رسانه آی سانگز، رسانه بروز دانلود آهنگ جدید ایرانی تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران و دارای نماد ساماندهی است.

دانلود آهنگ بابا آیاز اردوغان

هم اکنون لذت ببرید با دانلود اهنگ آیاز اردوغان به نام «بابا» به همراه متن آهنگ و دو کیفیت ۳۲۰، ۱۲۸ با لینک مستقیم در رسانه معتبر «آی سانگز»

♫ بابا ♫

دانلود آهنگ بابا آیاز اردوغان

Download New Music: Ayaz Erdoğan – Baba With Text And Online And Quality On isongs

نام خواننده: آیاز اردوغان
نام آهنگ: بابا
دانلود آهنگ آیاز اردوغان به نام بابا
پخش آنلاین آهنگ آیاز اردوغان به نام بابا
0:000:00
متن آهنگ بابا با صدای آیاز اردوغان
Neden hep kader ödetti bedel?
چرا سرنوشت همیشه تاوانش رو ازم گرفت؟
Bi’ tarafım dert, hâlâ yangın, ah
یه گوشه از وجودم پر از درده، هنوزم در آتیشه، آه
Koştum bilmeden, hiç düşünmeden
دویدم، بدون اینکه بدونم، بدون اینکه اصلاً فکر کنم
Herkes yanımdaydı bi’ an düşene dek
همه کنارم بودن، تا وقتی که یه لحظه زمین خوردم
Denedim, yeter, sonu görmeden
تلاش کردم، دیگه بسه، بدون اینکه آخرش رو ببینم
Üstesinden gelemem hâlâ galiba
فکر کنم هنوزم از پسش برنمیام
Tükenmişim ben, bi’ yanım hisseder
من دیگه کاملاً خسته و تهی شدم، یه بخشی از وجودم هنوز حس می‌کنه
Kalkamam bu yerden tutmazsan elimden
اگه دستمو نگیری، نمی‌تونم از اینجا بلند شم
Kırdın kırk yerimden (ey)
منو از چهل جا شکستی
Kalk da tut elimden
بلند شو و دستمو بگیر
Çıkmam hiç sözünden senin
من هیچ‌وقت از حرفت سرپیچی نمی‌کنم
Kördüm hep dururken (ya)
همیشه همون‌جا ایستاده بودم و کور بودم
Soldu gözlerimde hayat
زندگی جلوی چشمام رنگ باخت
Yoktun düştüğümde
وقتی زمین خوردم، تو نبودی
Çalmadı kapım hiç (ah)
هیچ‌وقت کسی درِ خونه‌م رو نزد
Bekle, bekle, yok kimse
صبر کن، صبر کن، هیچ‌کس نیست
Bekle, bekle, yok kimsem, ah
صبر کن، صبر کن، من هیچ‌کس رو ندارم، آه
Kavgalarla geçti zaman
زمان با دعوا و درگیری گذشت
Sonum neydi bilmem ben
نمی‌دونم آخر و عاقبتم چی بود
Giderken bu evden
وقتی از این خونه می‌رفتم
Bi’ yolum yok, bi’ yanım boş
هیچ راهی نداشتم، یه گوشه از وجودم خالی بود
Umudum ol
امیدم باش
Daha değil, gitme, baba
هنوز نه، نرو بابا
Silinmez aklımdan
از ذهنم پاک نمی‌شی
Yazık etme bana, elimi tut
این‌طوری منو تنها نذار، دستمو بگیر
Kalk, uyan o mezardan
بلند شو، از اون قبر بیدار شو
Ölemezsin, baba
تو نمی‌تونی بمیری، بابا
Büyümedim hâlâ
من هنوز بزرگ نشدم
Uyan
بیدار شو
Daha değil, gitme, baba
هنوز نه، نرو بابا
Silinmez aklımdan
از ذهنم پاک نمی‌شی
Yazık etme bana, elimi tut
این‌طوری منو تنها نذار، دستمو بگیر
Kalk, uyan o mezardan
بلند شو، از اون قبر بیدار شو
Ölemezsin, baba
تو نمی‌تونی بمیری، بابا
Büyümedim hâlâ
من هنوز بزرگ نشدم
Uyan
بیدار شو
Yürüdüm (ey)
راه رفتم
Yürüdüm
راه رفتم
Olmasın, istemem hiçbir şey
نه، نمی‌خوام هیچ‌چیز داشته باشم
Bana babamı geri verin, ah
فقط بابامو بهم برگردونید، آه
Büyüdüm savaşa savaşa hep
همیشه در حال جنگیدن بزرگ شدم
Düşün, düşün, hayat ölüme meyil
فکر کن، فکر کن، زندگی همیشه به سمت مرگ متمایله
Bi’ yanım karanlık gecesine
یه گوشه از وجودم در تاریکی شب فرو رفته
Dert oluyo’ millete mert
برای مردم تبدیل به دردسر می‌شم، مردانه تحمل می‌کنم
Gidemem yenilip, anla
نمی‌تونم با شکست کنار بکشم، بفهم
Bi’ kardeşim var, bi’ anam (ey)
یه خواهر/برادر دارم، یه مادرم
Bi’ karış evde karnımız tok
تو یه خونه به اندازه یه وجب، شکممون سیره
Bugün de yanıyorsa sobam, ey
اگه امروز هم بخاری/اجاقمون روشنه، ای
İçimde büyük bir yara bırak
یه زخم بزرگ توی دلم به جا بذار
Kimse anlamaz hâlimi, baba
هیچ‌کس حال منو نمی‌فهمه، بابا
Gel, kapımı çal (çal)
بیا، در خونه‌م رو بزن
Bi’ daha sarılıca’m
یه بار دیگه بغلت می‌کنم
Daha değil, gitme, baba
هنوز نه، نرو بابا
Silinmez aklımdan
از ذهنم پاک نمی‌شی
Yazık etme bana, elimi tut
این‌طوری منو تنها نذار، دستمو بگیر
Kalk, uyan o mezardan
بلند شو، از اون قبر بیدار شو
Ölemezsin, baba
تو نمی‌تونی بمیری، بابا
Büyümedim hâlâ
من هنوز بزرگ نشدم
Uyan
بیدار شو
Daha değil, gitme, baba
هنوز نه، نرو بابا
Silinmez aklımdan
از ذهنم پاک نمی‌شی
Yazık etme bana, elimi tut
این‌طوری منو تنها نذار، دستمو بگیر
Kalk, uyan o mezardan
بلند شو، از اون قبر بیدار شو
Ölemezsin, baba
تو نمی‌تونی بمیری، بابا
Büyümedim hâlâ
من هنوز بزرگ نشدم
Uyan
بیدار شو
مفهوم کلی: این ترانه درباره‌ی یه آدم خسته و زخمیه که بخش بزرگی از زندگی‌ش رو با فقر، دعوا، تنهایی و مبارزه گذرونده و حالا در فقدان پدرش گیر کرده. تمام ترانه حول یه حس کودکانه و دردناک می‌چرخه: «من هنوز بزرگ نشدم، بابا؛ پس برگرد.» راوی با اینکه از نظر سنی بزرگ شده، از نظر عاطفی هنوز خودش رو همون بچه‌ای می‌بینه که به دست پدرش نیاز داره. وقتی می‌گه «از اون قبر بیدار شو» یا «تو نمی‌تونی بمیری»، در واقع نمی‌تونه مرگ پدرش رو بپذیره و با التماس از یه آدم مرده می‌خواد برگرده و دستش رو بگیره. در کنارش، اشاره به خونه‌ی کوچک، مادر و خواهر/برادر و جنگیدن برای زندگی، نشون می‌ده که این فقدان با فقر و سختی‌های خانوادگی گره خورده؛ و در نهایت، پدر برای راوی فقط یه عضو خانواده نیست، بلکه نماد امنیت، امید و تکیه‌گاهیه که با مرگش از بین رفته.
دیدگاه خود را بنویسید

ارسال نظر

برچسب‌ها

—